عشق کهنه

عزیزم T.K تقدیم به

تاوان
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٩  

 

میدانم که تنها رنگ سیاه زندگیم تو بودی
تلخی وجودت را چشیده ام و سردی نگاهت را حس کرده ام
اما افسوس که نمیدانی تاوان خرد کردن من را باید بدهی
و نمیدانی که من آن روز پیروزمندانه به تو میخندم


تقدیم به T.K عزیزم


کلمات کلیدی: عشق کهنه
قردا
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٧  

امروز در گذر لحظه های تلخ و شیرین روزگار سرد و بی روح به نظاره ی فردائی نشسته ام که آمدنش را هیچ کس خبر نمیدهد
فردائی مبهم از رنگها
فردائی که نبودش را در لحظه لحظه های وجودم حس میکنم
و ای کاش فقط یک بار و فقط یک بار فردا را در پس این رنگهای نامفهوم میدیدم
تا آنچه را که سالها در درونم  حبس کرده ام فریاد بزنم

تقدیم به T.K عزیزم

 


کلمات کلیدی: فردا ،عشق کهنه
عشق سوزان
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٠  

نمیدانم سردی کدامین قلب در درونم رخنه کرده
و نمیدانم غبار کدامین نگاه  در چشمانم گره خورده
ونمیدانم غم کدامین صدا لبانم را به هم دوخته
اما میدانم
     میدانم که دلم بی طاقت
                       چشمانم گریان
                          صدایم پر از فریاد
                                    صورتم ملتهب
                                      و گلویم را بغض می فشارد
                     بغضی آشنا
و میدانم که بی طاقتی دلم را
                      اشک چشمانم را
                            و فریاد صدایم را
                                التهاب صورتم را
                                       وبغض گلویم را
                هیچ کس نمیبیند
               هیچ کس نمی داند
نمیداند که درونم را خاکستری فرا گرفته
خاکستری که به انتظار نسیمی آرام نشسته
تا وجودم را از آتش عشقی نیمه جان بسوزاند


تقدیم به T.K عزیزم


کلمات کلیدی: عشق سوزان ،عشق کهنه
پس کوچه خاطرات
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳۱  

 

 

در پس کوچه های تاریک خاطراتم
و در کور سوی فانوسهائی نیمه روشن خاطرات تلخ و شیرینم را مرور میکنم
خاطراطی که گاه لبخندی شیرین را بر لبانم مینشاند و گاه اشگ را بر گونه هایم روان میسازد
خاطراتی که مرورشان سوختی است برای فانوسها تا جانی دوباره بگیرند در ذهنم
و من چه ساده دل باختم به هوسی یاری که من او را معشوقه ی خود میدانستم
افسوس که فقط هوس بود برای او و برای من از آن عشق و معشوقه خاطراتی به جا مانده
خاطراتی تلخ و شیرین و تهمت هائی ناروا که یادآوری آنها قلبم را در هم میشکند

تقدیم به T.K عزیزم


کلمات کلیدی: خاطرات ،عشق کهنه
قاصدک
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٥  

 

 

قاصدک ! شعر مرا از بر کن ،

            برو آن گوشه ی باغ ،

                    سمت آن نرگس مست

                               و بخوان در گوشش

                                             و بگو باور کن ،

                                                یک نفر یاد تو را دمی از دل نبرد

تقدیم به T.K عزیزم


کلمات کلیدی: قاصدک ،عشق کهنه
مرگ من
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳۱  

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور 
یا خزانی خالی از فریاد و شور  
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه ای ز امروز ها ‚ دیروزها
دیدگانم همچو دالانهای تار
گونه هایم همچو مرمرهای سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد درد
می خزند آرام روی دفترم
دستهایم فارغ از افسون شعر
یاد می آرم که در دستان من
روزگاری شعله میزد خون شعر
خاک میخواند مرا هر دم به خویش
می رسند از ره که در خاکم نهند
آه شاید عاشقانم نیمه شب

گل به روی گور غمناکم نهند
بعد من ناگه به یکسو می روند
پرده های تیره دنیای من
چشمهای ناشناسی می خزند
روی کاغذها و دفترهای من
در اتاق کوچکم پا می نهد
بعد من با یاد من بیگانه ای
در بر آینه می ماند به جای
تار مویی نقش دستی شانه ای
می رهم از خویش و میمانم ز خویش
هر چه بر جا مانده ویران می شود
روح من چون بادبان قایقی
در افقها دور و پنهان میشود
می شتابند از پی هم بی شکیب
روزها و هفته ها و ماهها
چشم تو در انتظار نامه ای
خیره میماند به چشم راهها
لیک دیگر پیکر سرد مرا
می فشارد خاک دامنگیر خاک
بی تو دور از ضربه های قلب تو
قلب من میپوسد آنجا زیر خاک
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم میشویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسانه های نام و ننگ

 

 


کلمات کلیدی: عشق کهنه ،مرگ من
سلام ای بهترینم
ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٥  

3522750-lg.jpg

سلام ای بهترینم

هنوز عاشق ترینم

اگر از آشیونه دور دورم

غم عشقت تو قلبم مونده با من

از اون خوابی که اسمش زندگی بود

همون عشق و همون غم مونده با من

نگیری عشق و از من

که میمیرم به غربت

دلم با درد این عشق

یه عمر کرده عادت

تو ویرون من یه سرگردون فلک کارش همینه

من و رسوای عالم کرد خودش رسوا ترینه

نه دیدی گریه هامو نه خوندی قصه هامو

به اونجایی رسیدم که گم کردم خدامو

چه بنویسم از این دنیا ؟؟

به دنیا دل نبندید

فقط یک آهه و یک دم به فردا دل نبندید

سلام ای بهترینم

هنوز عاشق ترینم

شبای غربت اینجا سرد سرده

فقط شب درد بی خوابیم قشنگه

عزیزم زندگی معنای درد

فقط این عشق و بی تابیم قشنگه


درد دل 1
ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢  

سخته به کسی که برای بار اول میبینیش بگی دوسش داری
انقدر سخت که خیلی از آدم ها نمیتونن این کارو بکنن
وشاید خیلی ها ابراز علاقه هاشون رو پنهان میکنن
تازه وقتی اونی رو که دوست دارن از دست میدن پشیمون میشن که چرا بهش نگفتن
من که به وقتش گفتم دوسش دارم
اما اون تحمل نکرد
هیچی رو تحمل نکرد
خیلی چیزا هنوز برام مبهم ه
اینکه چرا رفت
وقتی خواست بره چرا این همه تهمت به من زد؟
چرا دروغ گفت؟
بعضی وقتا فکر میکنم نکنه من بد بودم.
خوب من بد بودم حالا چرا انقدر تهمت زدن
چرا وقتی رفت و منو با اون همه حرف و تهمت تنها گذاشت که برا ثابت کردنش هیچ مدرکی نداشتم با یکی دیگه دوست شد
زخم خیلی خوردم
از همه کس
اما زخم این یکی کاری بود.روز به روز داره قلبم رو از بین میبره.میدونم و مطمئنم بر میگرده.
اما وقتی که دیگه خیلی دیر شده
میدونه دوسش دارم.میدونه منتظرشم.میدونه برا دیدنش
برا خندیدنش
برا حرف زدنش
دلم شد یه ذره
خوش به حالش که به این چیزا فکر نمیکنه
خوش به حالش که اون همه خاطره هر روز جلو چشاش رژه نمیرن و داغ دلش رو تازه نمیکنن
ففقط خدا کنه همیشه خوشبخت باشه


تقدیم به T.K عزیزم


کلمات کلیدی: عشق کهنه ،درد دل
امروز
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٥  

امروز نذری داشتیم
کلی کار بود و من که دلم به کار نمیرفت
نمیدونم چرا
اما وقتی که خوب میشینم و فکر میکنم میبینم امروز یکی غایب بود
همون عشق قدیمی
رفته
اون رفته و من دلم به کار نمیره
اون رفته و من خنده ندارم
چه کنم
نمیدونم
شاید امروز گذشت و رفت
اما من هزار سال از عمرم گذشت

تقدیم به T.K عزیزم


کلمات کلیدی: امروز ،عشق کهنه
هرچه دارم ، من ، فدایت می کنم
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٥  

 

در این سرمای وحشت زای این دی ماه کنار خاطرات تو و در اعماق افکار تو ، من گرم و پر از زیبایی دی ماه لرزانم همیشه بهترین آرامشم بودی و هستی ؛ تو برای من ، نه یک زیبا ، که یک همراه بی همتا و بی مثلی کنار لحظه هایت ، لحظه ها را گرم میسازم و در آغوش تو ، آرامش اعماق دریا را می فهمم هوا سرد و دلم گرم و نگاهم منتظر بر در نمیدانم که می آیی و شاید هم ... نمی دانم ولی من با خیال تو خوشم فکرم کنارت ، قلب من تنها برای تو تپش دارد و حتی جسم سردم هم که حالا دور از آن آتشکده ، بی روح و غمگین است ، خودش را در کنار تو و در آغوش تو ، گرم و حرارت زا و زیبا کرده است . هوا سرد است اما آسمان ، ماه ی به زیباییه یک دنیا درخشش در خودش پنهان نموده ، نگاه سرد من ، در آبی و این گنبدی گونه که نامش آسمان است ، محو ، مدهوش تماشاست . دست من سرد و تمام این بدن از دوری تو ، لرز لرزان است . ولی در فکر من ، دستان گرمت مثل هرشب سردی این نا امیدی را ز من میگیرد و یک گرمی و زیبایی آهسته را همراه با اشکی پر از آرامش و لذت به سردی بدن ، آهسته ، هدیه می کند . و خود را در وجودت ، غرق می سازم و تو زیبایی هر لحظه از عمری چه باشی و چه من ، بی تو ، کنار این همه غم ، آتش دوری ، بسوزاند مرا من همیشه با تو و افکار خوب تو و در آرامش زیبای تو مست و پر از امید و عاشق میشوم کنار من بمان ای آشنا با درد غمگین شقایق ها برای بودنت ، و جشن زیبای رها گشتن ز غم ، هرچه دارم ، من ، فدایت می کنم ؛ تنها بمان . ماه ؛ پشت ابر ها پنهان شد و من بار دیگر در کنار رفتنت ، مهمان افسوس و غم و این نا امیدی ها شدم ...

 

تقدیم به T.K عزیزم

 


کلمات کلیدی: عشق کهنه
یلدا
ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۳٠  

امشب گرمای وجودمان یخ شب یلدا رو آب میکنه
دلهای گرم دور هم جمع میشن تا طولانی ترین شب سالشان را در میان هم،در سرور و شادی و در سخنان گرمشان گم کنن
امشب آرام آرام و در تاریکی هوا آخرین برگهای زرد درختان میریزه تا خزان طبیعت شروع بشه
و امشب تاریکی شب تمام تلاش خودش رو به کار میگیره تا از پس طلوع خورشید بر بیاد
و چه زیبا شاهد فلق آسمان میشیم تا باز هم روشنائی بر ظلمت و تاریکی شب فایق شه
و در تاریکی دلم روشن ترین آرزوها رو برای تولد بهترین آهنگ عشق زندگیم دارم.

تقدیم به T.Kعزیزم


کلمات کلیدی: یلدا ،عشق کهنه
دیدار2
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٦  

هوا سرد بود
نمیخواستم برم
اما رفتم
میدونستم اونجاست
قدرت گرفتم
تند رفتم
دیدمش
سلام کرد
جواب دادم
امروز نگاش عادی بود
شاید میدونست میرم
بازم نگاه م میکرد
امروز میخندید
برای من
از حرفای من
میدونم دوسم داره
اما اونم میترسه
از خیلی چیزا
میدونه منم دوسش دارم
که وقت دیدنش
آروم میشم
خنده رو لبام میاد
تقدیم به خودش که بهترین ه منه


تقدیم به T.Kعزیزم


کلمات کلیدی: دیدار ،عشق کهنه
دیدار
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٤  

امروز روز سختی بود
دلم لرزید
پاهام سست شد
قلبم تند زد
وقتی که دیدمش
وقتی دیدم از دیدنم جا خورده
سلام کرد
جواب دادم
اونجا شلوغ بود
بد جور هم شلوغ بود
اما بازم تو این همه چشم
تو این همه نگاه
نگاهمون تو همدیگه گره خورد
خیلی ها نگاه میکردن
شاید اونا هم فهمیدن نو ع نگاهمون رو
اما هنوز نمیدونم حسش به من رو
تنفر،عشق،دوستی
اما میدونم هنوزم بودنش قوت قلب میده
و دیدنش لرزه بر اندام میندازه

 


تقدیم به T.K عزیزم


کلمات کلیدی: عشق کهنه
تهمت
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٩  

خیلی سخته اگه بخوای از کسی بگی که تمام وجودت مال اونه
سخته از عشقی بگی که تو وجودته
سخت تر وقتیه که از پیشت بره
و سختر تر از این وقتی که بدونی کنارت زدن
وقتی تو عاشقی و یکی میاد عشقت رو میدزده
وقتی که بهت تهمت میزنن
فقط یه راه داری
بشینی
منتظر بمونی
شاید یه روز
شاید یه جائی
اونی که رفته
دوباره بیاد
وقتی بیاد که فهمیده باشه تو دروغ نگفتی

هر چند من میدونم خودشون هم میدونن به من تهمت زدن تا راحت کنار برم

دوست دارم T.K

تقدیم به T.K عزیزم


کلمات کلیدی: عشق کهنه ،تهمت
فریاد خاموش
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٥  

فریاد خاموش
در درون فریادی دارم که روزهاست در درونم مانده است
فریادی برای ماندن
فریادی برای حس کردن
فریادی برای گریستن
گریستن بر عشقی خاموش
بر عشقی که صدای رفتنش را آرام میشنوم
بر عشقی ترش و شیرین
فریاد از دوری عشقی که آزارم میدهد
فریادی که در سینه ام خاموش شده

تقدیم به T.K عزیزم


کلمات کلیدی: عشق کهنه ،فریاد خاموش